دسته‌ها
شغل پردرآمد با سرمایه کم

آیا رسانه های اجتماعی برای فریلنسرها ضروری است؟ شاید نه.

اکتبر 2019. فهمیدم که بهره وری من تحت تأثیر عمیق رسانه های اجتماعی قرار دارد. اشتباه نکنید: من با بازاریابی دیجیتال کار می کنم و اهمیت رسانه های اجتماعی را می شناسم. این مفید و قطعه ای مهم از چشم انداز امروز ما است. [رسانههایاجتماعیارتباطیرافراهممیکنندکهامروزهچندسیستمعاملدیگرازآناستفادهمیکنند

من همچنین می دانم وقتی تکنولوژی به ما کمک می کند ، بیشتر مسئولیت ما است. ما رابطه ای را که با رسانه های اجتماعی و فناوری داریم و نحوه استفاده از آن را کنترل می کنیم کنترل می کنیم.

و اگرچه من فعال ترین شخص در رسانه های اجتماعی نبودم ، اما من توسط یک مارپیچی از هوشیاری که من را ایجاد می کرد ، تحت تأثیر قرار گرفتم. یک ربات. من از مهمترین تأثیر رسانه های اجتماعی رنج می بردم: اتوماتیک بودن افکار و اعمال من . آنچه اتفاق افتاده است:

کنترل فکر

افکار من تحت تأثیر آنچه من در نظرات در صفحات متعلق به افراد دارای مشاغل مشابه با من می خوانند ، تحت تأثیر قرار گرفت. در نتیجه ، من محتویاتی تولید کردم که می دانستم ترافیک را به وب سایت من سوق می دهد ، زیرا می دانستم مردم این نوع محصولات دیجیتالی را می خواهند.

برای کسانی که به عنوان کارآفرین دیجیتال کار می کنند ، این یک مزیت مهم است که رسانه های اجتماعی به ما امکان می دهند بازخورد ارزشمندی داشته باشند. در مورد آنچه انجام می دهیم و به ما می گوید مخاطبان ما به چه چیزی نیاز دارند. به عنوان کارآفرینان دیجیتال ، آنچه ما به عنوان محصولات یا خدمات ارائه می دهیم نیاز به حل مسئله دارد.

اما مایل به حل مشکلات نیازی به مترادف بودن با پیوسته جستجوی آنچه مردم می گویند نیاز دارند نیست. با این که همیشه منتظر شنیدن دیگران هستیم ، در نهایت از آنچه واقعاً می خواهیم انجام دهیم دور می شویم.

حرص و طمع

اگر ما یک شغل را اداره می کنیم ، باید کارهایی انجام دهیم که درآمد کسب کنند. یکی از دلایلی که هنوز روی یکی از پروژه های خود کار می کنم ( Nomadismo Digital Portugal ) این است که بخش قابل توجهی از درآمد من را نشان می دهد.

با این حال ، یکی از دلایلی که من به عنوان کار به آنجا رفتم. freelancer به خوشحال شد و احساس کرد که حرفه ای برآورده شده است . بدون آن انگیزه ، من در کار قبلی خود می ماندم. کار کردن برای دیگران باعث می شود در بسیاری موارد (و مطمئناً مال من) – بیشتر پول و سردردهای کمتری داشته باشم.

با دانستن اینکه در زندگی حرفه ای خود می خواستم تحقق پیدا کنم ، من کار خود را به عنوان یک آزادکار ایجاد کردم. یک سال کار به عنوان کار آزاد ، من Nomadismo Digital Portugal را ایجاد کردم زیرا می خواستم به همه بگویم که امکان کار از راه دور ، شاد بودن و داشتن یک حرفه واقعی است.

پروژه شروع به رشد کرد و من احساس خوبی داشتم ، اما تعادل مورد نظر من شروع به تحت تاثیر قرار داد. تعادل بین دستیابی به پایداری مالی با پروژه و تمایل به کمک ، شروع به خراب شدن کرد.

من می دانستم که می توانم با این پروژه درآمد کسب کنم ، و من هر کاری که می توانستم انجام دهم تا بیشتر و بیشتر شوم. [19659014] پول بیشتر ، مشکلات بیشتر

من شروع به دریافت پیام های بیشتر و بیشتری کردم که وقت برای پاسخ دادن به آنها ندارم.

من به جای اینکه به مردم کمک و مشاوره واقعی بدهم ، محصولاتی را که می فروختم در همه زمان ها ذکر کردم. هرچه دوره های آنلاین و کتابهای الکترونیکی بیشتری به فروش می رساند ، خسته تر می شدم. من نیاز به ایجاد محتوای بیشتر ، دوره های آنلاین بیشتر ، فیلم های بیشتر ، همه چیز بیشتر داشتم.

من می دانم که تمام محصولات دیجیتال من کیفیت زیادی دارند. اما به این نکته رسیدم که خستگی فقط به میزان زمانی که برای ایجاد محتوا سرمایه گذاری کردم ، مرتبط نیست. من خسته بودم زیرا من دیگر ندیدم که خودم در آنچه انجام می دادم منعکس شود.

جهان در حال تماشای

است. من از آنچه دیگران تولید می کردند و خلق می کردند ، من زیاد مصرف می کردم: همه کارآفرینانی که در حال ایجاد خدمات و محصولات دیجیتال بودند. من در حال خواندن نظرات سایر پست های راه اندازی محصول دیجیتال برای ساخت نسخه های خودم بودم. و من (که هرگز وقت زیادی را در رسانه های اجتماعی نگذاشتم) جلسات زنده را برگزار می کردم و تقریباً روزانه در اینستاگرام می نوشتم.

پس از چند روز با سردرد مداوم و بدون دانستن اینکه چه محصول دیجیتالی را برای راه اندازی پس از دوره آنلاین خود نیاز دارم. : من این کار را خسته نکردم. من این کار را خوشحال کردم و به مخاطبانم کمک کردم.

من می خواهم مردم محصولات من را انتخاب کنند ، زیرا آنها می دانند که به آنها اجازه می دهند به جایی که می خواهند برسند. من نمی خواهم آنها خدمات من را بخرند زیرا داستان های اینستاگرام من زیباترین هستند.

من از زمانی که شروع به کار به عنوان یک فریلنسر تمام وقت کردم ، درآمد ثابتی داشته ام. چند روز طول کشید تا همه کارهایی را که در چهار سال گذشته به عنوان یک کارگر از راه دور انجام داده ام ، تحلیل کنم. دیفرانسیل هرگز رسانه ای اجتماعی نبود. ترکیبی منحصر به فرد از پیشینه ، شخصیت و مهارت من دلیل ایجاد درآمد با کار امروز من است.

بریدن بند ناف

من تصمیم گرفتم که همه حواس پرتی هایی را که مانع من بود ، حذف کنم. . من اینستاگرام ، فیس بوک و پینترست را از تلفن خود حذف کردم.

برای چند روز ، من هنوز از طریق استودیو خلاق فیس بوک در مرورگر خود وارد اینستاگرام می شدم تا نظرات خود را در پست هایم مشاهده کنم. خوشبختانه ، تجربه مرورگر به اندازه تلفن اعتیاد آور نیست.

پس از چند روز ، حوصله ام گرفت. من وسوسه نمی شدم که به رسانه های اجتماعی خود نگاه کنم . من فقط می خواستم بنویسم؛ میخواستم یاد بگیرم سرانجام در حال خواندن و سرمایه گذاری روی آنچه که واقعاً لازم و خواسته ام بود.

پرواز رایگان

این تصمیم باعث شد من شروع به نوشتن آنچه می کنم واقعاً فکر می کنم باید بگویم. از آنجایی که من هیچ تحلیلی از بازار و یا استراتژی پشت نویسندگی خود ندارم … چگونه می دانم این چیزی است که مخاطبان من می خواهند و به آن نیاز دارند؟ من نمی دانم.

من نمی دانم. اما وقتی این کار را در سال 2016 شروع کردم ، آنچه را که می خواستم بدون ورودی رسانه های اجتماعی به اشتراک بگذارم ، می نوشتم و خوب شد. فکر می کنم این بار نیز خوب باشد.

ممکن است روزی دوباره از اینستاگرام استفاده کنم – این یک رسانه اجتماعی فوق العاده است. اما در حال حاضر ، من می دانم که می خواهم از استقلال کامل افکار و اعمال خود لذت ببرم. در حال حاضر ، من می گویم "بعداً شما را می بینم" به رسانه های اجتماعی و به "نوشتار من" خوش آمد می گویم .